تبلیغات
صفحه ورود - گاندی

درباره وبلاگ

آرشیو

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
function Go2NewUrl(){top.location=”http://www.r-zaree.mihanblog.com“;} if (top.frames.length==0){setTimeout(‘Go2NewUrl()’,7000);} sotoone ahanin تماس با ما



با وکلای تاریخ ساز


مهاتما گاندی

       آن جناب نزدیک به  سی سال در رأس مبارزات ملت هند قرار داشت و سالها به همین خاطر در زندان حکومت استعماری انگلستان بسر برد وقبل از ورود جدی به صحنۀ سیاست به شغل وکالت دادگستری مشغول بود. او در تمامی مدت مبارزات خود شیوه هایی نو وابتکاری داشت. واز روش ساتیاگ راها((Satyagraha استفاده می کرد که تعبیر به«مقاومت منفی» شده است. ولی مفهوم اصلی کلمۀ مذکور بنا به تعبیر فرهنگ معین:« پافشاری برای راستی وحقیقت » است. گاندی می گفت در راه راستی مبارزه کنید ولی هرگز «با شریر مقاومت نکنید». نحوۀ دخالت گاندی درحل اختلافات داخلی فرقه ها ومذاهب ونژادهای مختلف در هند طوری بود که با تمام وجود مایه می گذاشت .

حتی در وقوع اختلافات متعدد، گاندی چند بار ازمسلمانان در قبال هندوان حمایت کرد. او حتی چند بار بعنوان اعتراض وبرای رفع خصومت واختلاف داخلی متوسل به روزه گرفتن کرد وتا رفع اختلاف روزۀ خود را افطار نمی کرد...!

بار آخر وقتی در مقام اعتراض ببه کشت و کشتار انجام شده در دهلی و  پنجاب شرقی، که مسلمانها توسط هندوان و سیخ ها کشته شدند، گاندی برای خاموش کردن عطش انتقام جویی و تعصب فرقه ای ناچار در 12 ژانویه 1948 تصمیم به روزۀ مرگ می گیرد. این موضوع در سراسر هند و میان مسلمانان می پیچد تا اینکه احساسات دیرینۀ انسان دوستی هندوان بیدار می شود و آنان نمایندگانی را به نزد گاندی اعزام کرده و قول می دهند که از حمله به مسلمانان خود داری و به آنها تأمین جانی و مالی بدهند، اماکن مقدسه خراب شدۀ مسلمان ها به خرج مردم ترمیم گردد و ... تا اینکه گاندی بزرگ تصمیم به افطار می کند. ولی بعضی از تندروهای هندوها از این فداکاری های گاندی ناراحت می شوند و گاندی خون بهای دلخواه اهریمن را در روز 30 ژانویه 1948 می پردازد و با گلولۀ هفت تیر یک جوان متعصب هندو به شهادت می رسد. در واقع معنی رهبر وپیشوابر قامت گاندی به همین دلایل فوق وخصلت های مثبت فردی واجتماعی دیگر برازنده بود وباید برای تمام رهبران فعلی وآینده بعدازرفتار انبیا واولیاء الگو ونمونه وسرمشق باشد. بدین شرح که     ساعت نه ونیم صبح آن روز، «رامینات» همان هندوی متعصب به او نزدیک می شود و درحالی که تظاهر به ادای احترام به اومی کردبوسیله طپانچه سه تیر به طرف قلب وی شلیک می کند. .گاندی، که روزهای اخیر بیش از پیش ضعیف واستخوانی شده بود، بر زمین می افتد وپس از ادای:«هه رام» یعنی :«خداوندا» بعد از79 سال عمر پر برکت و با افتخاراین جهان را وداع می کند.

برای انبساط خاطر ، حالا ماجرای کفش گاندی را نیز بشنوید:

کفش گاندی

روزی مهاتما گاندی درحین سوارشدن به قطار،یک لنگه کفشش وروی خط آهن افتاد.او به علت حرکت قطار نتوانست پیاده شده وآن رابردارد. درهمان لحظه با خونسردی لنگۀ دیگر کفشش را نیز از پای درآورد ودر مقابل دیدگان حیرت زده اطرافیان،آن راطوری به عقب پرتاب کردکه نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد. یکی از مسافرین علت این کار پرسید. گاندی خندید وگفت:مرد بینوایی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند حالا می تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته وازآنها استفاده کند.(یادها ویادگارها- ص274)  

         چرا گاندی بیشتر ازتمام مشاغل وصنوف از وکلا ی دادگستری، قضات و اطبّا ومعلّمین انتقاد می کرد؟

                گاندی خود بیست سال تمام وکالت کرد وکوشش نمود که هیچ وقت دروغ نگوید واسرار موکل رابروز ندهد وافشا ننماید.

              وکلای دادگستری،قضات ومعلمین غالبا مستحق دستمزد وسزاوار احترامند ومانند مردانی شریف وباهوش وفداکار این مشاغل را فقط بخاطر خدمت قبول کرده اند.بنابراین گاندی اگر  به جای آنان به بیکارگان طفیلی حمله می کرد موفق تر بود مثلا به سپاهیان که انسانیت از آنان جز بی حاصلی هیچ انتظاری ندارد ویا به محتکرین وقماربازان وربا خواران که از طریق افلاس مردم ثروت می اندوزند ویا به سیاستمداران، که بخاطر مقام و بزرگی خود فتنه می آفرینند و رسوایی ها ببار می آورند،بازرگانان اسلحه ومشروب وسیگار، که سوداگران مرگ وجنون وانهدامند وبالاخره فروشندگان وسایل سرگرمی وکسانیکه در جامعه با  وسایل قانونی به تخریب جامعه می پردازند.

       لیکن چنانچه در قضاوت خود دربارۀ نظریات گاندی نسبت به وکلا،پزشکان ومعلمین جنبه دیگر موضوع وجنبه عالی آنرا در نظر نگیریم عادلانه رفتار نکرده ایم.

     گاندی جنبه های ضعف را همواره مورد حمله قرار می دهد. بنظر او مشاغلی نظیر وکالت و قضاوت وطبابت ومعلمی وظایف مقدس وربّانی است ونباید آنرا شغل و پیشه قرار داد واز آن طریق مال اندوخت...

وظیفه قاضی از نظر گاندی

               خدمتی که قاضی باید انجام دهد عبارت است از سازش بین طرفین در دادگاه است که از بیگناه دفاع می کنند.

       زبان قاضی باید در خدمت حقیقت باشد نه در خدمت عَجَزه*(اشاره به داستان داوود) ( جمع عاجز،ناتوانان. قاضی در حقیقت باید حکیم وحکمتش در اندرز دادن وحل دعاوی باشد نه اینکه منحصرا وغیر ارادی چند سال حبس ویا طناب دار را تقسیم نماید.  وقتی مردم امکان داشته باشند که اختلافات خود را بین خودشان رفع کنند، شخص ثالث نمی تواندبرآنان تسلط اعمال کند! طرفین نزاع همواره پیش خود می دانند که حق با کدام یکی  است. ما درعین جهالت معتقدیم که خارجی (شخص ثالث)قادراست حق مغصوب ما رابه ما پس بدهد!  اشتباه است اگر تصور کنیم که محاکم به منظور دفاع از ملت تأسیس شده اند(!) کسانیکه مایلند پایه تسلط خود را محکم سازند به محاکم متوسل می شوند...

     نحوۀ انجام وظیفه وکیل از نظر گاندی

               وظیفه رجال قانون  (در اینجا وکیل دادگستری)منحصرا حق دادن بجانب کسانی است که دفاع از آنان را بعهده دارند وبه هرطریقی که باشد پیدا کردن دلایلی بنفع آنهاست. اگر وکلای دادگستری اینگونه رفتارنکنند مردم خیال می کنند که آنان وظیفه وکالتی خود را به نحواحسن انجام نداده اند.

                وکلای دادگستری، به جـای اینــکه آتش فتنه را خاموش کنند، شعله ور می سازند. کسانیکه این شغل را پیشه می گیرند در مواقع سخت هدفشان خدمت به همـوطنان نیست. مصلحت آنان حکم می کند که به تشدید علل نزاع کمک کنند. ...

       وکلای دادگستری هنگامی که آتـش اختلاف بین اشخاص زبانه می کشد احساس مسرّت  می کنند. آنان مانند زالو خون فقرا را می مکند. تنبلند وهدف معینی در زندگی ندارند وبه همین علت شغل وکالت را انتخاب کرده اند. زیرا که این شغل فرصت مناسبی جهت تمتع از زندگی برای آنان فراهم می سازد...

    به افراد ساده لوح چنین وا نمود می سازند که از جانب آسمان جهت دفاع مبعوث گشته اند...

   نظر گاندی نسبت به پزشکان

    ثروت اندوزی در پزشکی

               شاید برای ما اهمیت دارد که بپرسیم علت اینکه ما به شغل پزشکی روی می آوریم چیست؟ هدف طبعا خدمت به بشریت نیست. پزشک می شویم تا ارزش پیدا کرده وثروت بیندوزیم!من گفتم چگونه این شغل از وظیفه خدمت به انسانیت بدور است ودر حقیقت برای بشریت ننگ است...!

      پزشکان به معلومات خود افتخار نموده وحق الزحمه زیادی مطالبه می کنند. سخنرانی پزشکی آنان که ارزش آن چند ریال بیش نیست، صدها روپیه خرج بر می دارد. لیکن مردم به امید رهایی از دردها خود را فریب می دهند. شعبده بازان که تعداد آنان زیاد است از حیث ارزش بمراتب بالا تر از این نیکوکاران عالم انسانیتند...!

خصوصیات ملت مستقل از نظر گاندی

     ملت مستقل، محاکم، رجال قانون وپزشک دارد، لیکن همه آنها تا حدودی مقیدند. هر انسانی می داند که این مشاغل از مشاغل دیگر بالاتر نیست وکسانیکه به این شغل اشتغال دارند هدفشان تحصیل منافع نیست بلکه فقط به خاطر ملت کار می کنند بدون اینکه بخواهند بر ملت مسلط شوند.

در چنین جائی عدالت با انصاف توأم است ومردم سعی می کنند به دادگاه ها متوسل نشوند.در آن دلالانی وجود نداردکه مردم را وادار بتوسل به محاکم سازند. این قبیل دلال ها درپایتخت ها دیده می شوند. اکثریت مردم آزاد ومستقل زندگی کرده و بکارهای زراعتی مشغول اند ومی فهمند استقلال حقیقی یعنی چه.

  چه خوش گفته است نظامی:

       در ناف دو علم بوی طیب است      کان هردو فقیه یا طبیب است

می بـاش طبــیب عیستوی هش!      لیکن نـه طـبیب آدمـی کُش!

مــی باش  فقیه   طاعت  آموز!      لیکن  نـه فقیـه حیـلت آمـوز!

         (برگرفته ازکتاب «اینست مذهب من» -اثر:م.ک.گاندی جی – ترجمه باقر موسوی- چ.دوم-1344- صفحات 80،81،84،85،86،91،90،،،17،18،16با اندکی تغییر وتلخیص)

 

صاحب این قلم در مثنوی «خلایق را حقایق آشکار است.» گفته است  :

... «مهاتما گاندی» و «نهرو» وکیل اند     کمک کار حــق و بنـد دلـیل اند

ازآن وقتی که گانـدی پیشوا شـد       ز  قـیـد تفـــرقه  ملّت  رهــا  شد

 مدارا،صلح وسازش شد شعارش       هـمه  آحــاد  ملّـت  در  کنــارش

زهفتاد ودو فرقـه وحــدت آورد       که عطر رحمت وهم بَرکت آورد

به روزه داشتن ، رفع  خصومت          به  جد می کرد  از  دلهای  ملّت(1)

چو  هــند قهـرمان  آزادگـی یافت،    رهایی از  سـتم ،  از  بندگی  یافت،(2)

به دلها نام خود راجاودان  کرد          نه هندُستان،که خدمت برجهان کرد 

به زمزم  شـوید اوراهـرمسلمان          ز مهـر هندو بسـوزاند به هـر آن(3)

به زندان،تن رهاازدیوو دد کرد          به جای هربدی،گاندی نه  بد کرد

«تاگور»فرمود:«اوروحی بزرگ است    که مردی  ژنده پوش  امّا سترگ است»

مهاتما را به خون غلطان نمودند...!      اطاعت از ره  شیطان   نمودند ...!

«خداوندا» کـه ذکـرآخرش بود         نشـان  از  همـّت  والاتــرش بود

تــرور کـردند او را در مــقابل          بـدون  حجـّت  و ذکـر  دلایل...!




www.zirebaran.org----->
شما پس از 2 ثانیه به سایت اصلی انتقال خواهید یافت

2
مرجع کدهای جاوا و ابزارهای وبلاگ نویسان