تبلیغات
صفحه ورود - جناح

درباره وبلاگ

آرشیو

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo
function Go2NewUrl(){top.location=”http://www.r-zaree.mihanblog.com“;} if (top.frames.length==0){setTimeout(‘Go2NewUrl()’,7000);} sotoone ahanin تماس با ما



با وکلای تاریخ ساز


محمدعلی جناح،قائداعظم پاکستان

Muhammad Ali Jinnah : محمد علی جناح, About this sound تلفظ صحیح بصورت صوتی

محمدعلی جناح (از سیاستمداران قرنٔ بیستم و بنیانگذار کشور پاکستان بود. وی رهبر حزب« مسلم لیگ» و نخستین فرماندار کل کشور پاکستان به شمار می رود. وی در  ۲۵ دسامبر ۱۸۷۶ در شهر کراچی زاده شد. پدرش بازرگان بود و خواهرش «فاطمه» یکی از مبارزان دوران استقلال پاکستان و هندوستان بود. بعد از گذراندن دوران تحصیل در مقطع ابتدائی و دبیرستان، در سال ۱۸۹۲ وارد دانشگاه لینکلن شد و بعد از چهار سال تحصیل در رشته حقوق وکیلی توانا شد. سختکوشی و انضباط فکری او صعودش را به مراکز قدرت آسان کرد. او در سال ۱۹۰۵ به طور رسمی وارد سیاست شد

دو آرزوی محمد علی جناح

«دوشیزه نیدو» که رساله ای نیز راجع به زندگی و شخصیت جناح نوشته است، در مورد وی می گوید:«...او برعهده گرفته بود که در زندگی دو عمل را درخشندگی تام و تمام انجام دهد : اول اینکه وکیل دعاوی بزرگی بشود و دوم اینکه ملتی را بوجود بیاورد. نیروی خودش را در راه سرگرمی ها  و اشتغالات بیهوده صرف نمی  کرد و هیچگاه گرد عیاشی و خوشگذرانی نمی گشت. تنها دلخوشی و سرگرمی او کارهای فکری و به انجام رساندن فکرش بود.» (.هکتوربولیتو- قائد اعظم (محمدعلی جناح )مؤسس پاکستان- ترجمه سید غلامرضا سعیدی- انتشارات کتابفروشی محمدی-1336-ص 20 )

هکتوربولیتو، نویسنده کتاب «مؤسس پاکستان» نوشته است : موقعی که گاندی از او پرسید با چه عنوانی او را مخاطب قرار دهد، جناح جواب داده بود از ابراز علاقۀ شما در موضوع پیشوند یا خطابی که به عنوان احترام برای من داشته باشد متشکرم، ولی می خواهم بدانم که فایدۀ پیشوند یا عنوان چیست. گل سرخ را به هر نامی که نامند عطرش همان است که هست.

در ادامه مترجم این کتاب یعنی سید غلامرضا سعیدی در زیرنویس صفحه 29 توضیح می دهد که این جملۀ اخیر از شکسپیر انگلیسی است.

بیگم لیاقت که همسر لیاقت علیخان ( نخست وزیر دولت  جناح) از خصوصیات وی چنین حکایت می کند:«...موقعی بود که مسلم لیگ می ک=خواست دست به کار انتخاب رئیس جمعیت بشود و در نظر گرفته بودند که آقای جناح را به سمت رئیس دایمی حزب انتخاب کنند. جناح گفت :«خیر! انتخابات سالیانه مهم است. من هر سال نزد شما بیایم و از شما رأی اعتماد بگیرم.»

بیگم لیاقت ادامه داده و گفته است:«... وقتی که تصمیم گرفت، هر کس می خواهد باشد چه فرد و چه جمعیتی را تسخیر کند، آن کار را می کرد. مردی بود نیرومند. من او را دیده ام در حالی که انگشتش را به طرف کسی  یا کسانی تکان می داد و می گفت: «شما یاوه می گویید. شما نمی دانید چه می گویید!» ... و با وجود اینکه همۀ مستعمین تمام کلمات او را نفهمیده باشند ، قدرت و نفوذ کلام او همه را تحت نفوذ قرار می داد. تماماً به انگلیسی صحبت می کرد و همه مسحور سخنرانی او می شدند. فقط مرد پاکدامن و شریف می توانست به چشم های جناح نگاه کند وبس و از همین جهت بود که شوهر من دوست معتمد او بود... » (هکتوربولیتو- قائد اعظم (محمدعلی جناح )مؤسس پاکستان- ترجمه سید غلامرضا سعیدی- انتشارات کتابفروشی محمدی-1336)

فعالیت های سیاسی

حزب کنگره ملی هند برای کمک به انگلیسی‌ها توسط خود آنها تاسیس شده بود، اما با ورود محمد علی جناح به آن، نه تنها فعالیتش متناسب با منافع آن نبود بلکه مخالف اهداف انگلیسی‌ها عمل می‌کرد. مسلمانان هم برای حفظ منافع خود حزبی به نام مسلم لیگ را تأسیس کردند. این دو حزب راه استقلال را هموار نمودند و فعالیتهای جناح به استقلال پاکستان منجر شد. او مردی دانا بود و از تعصب‌های فرقه‌ای دوری می‌کرد و به همین خاطر یکی از بهترین نمایندگان اتحاد مسلمانان با هندوها به شمار می‌رفت. جناح در ۱۹۱۶ عهده‌دار مسئولیت پیمان اتحادیه‌ای حزب کنگره به نام حزب «لکنو» شد. در این پیمان که دستاوردهای خوبی برای مسلمانان داشت حق داشتن کرسی نمایندگی برای مسلمانان در آن پیش بینی شده بود. گاندی در سال ۱۹۱۸ وارد فعالیت سیاسی در شبه قاره شد. ایشان در حزب کنگره نیز وارد شد و طرح نافرمانی مدنی یا مقاومت منفی را مطرح کرد ولی محمد علی جناح با آن مخالفت کرد. جناح و گاندی بر سر مسائل عقیدتی اختلاف نداشتند بلکه در شیوه عملی اختلاف داشتند.

مبارزه برای قانون اساسی

در مارس ۱۹۲۷ جناح توانست طرحهای مسلمانان دهلی را تدوین کند اما در طرح مربوط به قانون اساسی حق رأی دادن از مسلمانان گرفته شد و کارهای جناح بی‌نتیجه ماند. در سال ۱۹۲۹ محمد علی جناح طرح معروفی را در ۱۴ ماده تنظیم کرد و به کنگره داد. گنگره ملی هند به طرح ۱۴ ماده‌ای جناح چندان توجه نکرد. او پس از این ناکامی‌ها به لندن رفت و از دور فعالیتهای اجتماعی سیاسی شبه قاره را دنبال می‌کرد. جناح عاقبت در سال ۱۹۳۵ به هند بازگشت و رهبری مسلم لیگ را بر عهده گرفت ولی در این زمان مردم سرخورده شده بودند و از نظر سیاسی هیچ موضع روشنی نداشتند.

اسلام و جناح

جناح به قدری به اسلام دلبستگی داشت که شعارش در تأسیس پاکستان، به کارگیری اسلام و قوانین اسلامی بود و یکی از مولفه‌های استقلال‌خواهی او را اسلام تشکیل می‌داد. او دین اسلام را دین فردی نمی‌دانست و به ابعاد انسانی واجتماعی آن توجه داشت و حکومتی را می‌پسندید که هم نشانی از مدل دموکراسی را داشته باشد وهم احکام اسلام در آن جاری باشد.

جناح و پاکستان

جناح و اقبال لاهوری از مدتها قبل با یکدیگر راجع به تأسیس پاکستان یعنی کشور مستقل مسلمانان صحبت کرده بودند و به نتایجی رسیده بودند.

  در سال 1930 در جلسۀ حزب مسلم لیک الله آباد ، اقبال لاهوری پیشنهاد مسلمین را دربارۀ چگونگی قانون اساسی هندوستان عنوان کرد که متضمن آرمان آنان بود و تحصیل حکومت خودمختاری پاکستان را تنها راه علاج برای پرهیز اختلاف و خونریزی دانست و اضافه کرد که تشکیل یک کشور اسلامی در شمال باختر هندوستان آخرین وسیلۀ نجات مسلمین هند می باشد و همو اولین رئیس حزب مسلم لیک شد و علناً با مقاصد تمرکز گرایانه هندوان و انگلیسیان به مبارزه برخاست. (استقلال پاکستان، جلد نخست از مجلدات ده گانه کتاب استقلال پاکستان،نشر سرچشمه قم، 1330، صص115 و 116)

 جناح لزوم تشکیل پاکستان را در ۱۹۴۰ در سخنرانی معروف خود تدوین نمود. در سال۱۹۴۶ کشتار فجیعی بین مسلمانان و هندوها درگرفت و احزاب مختلف هم نتوانستند آرامش را برقرار کنند و نهایتاً گاندی برای جلوگیری از خونریزی با طرح تقسیم هندوستان و استقلال پاکستان موافقت کرد. سرانجام مونت باتن نایب‌السلطنه انگلیس این طرح را به تصویب رساند و در ۱۵اوت ۱۹۴۷ پاکستان استقلال یافت. جناح در حدود ۱۳ماه در رأس حکومت پاکستان قرار داشت و خط مشی کلی سیاست خارجی آن را مشخص کرد. جناح همیشه در پی حل مسأله کشمیر برای ایجاد روابط دوستانه با هندوستان بود. او همچنین بر گره‌گشایی از مسأله فلسطین اصرار می‌ورزید.

حس وحدت‌خواهی جناح

جناح از همه مسلمانان به نیکی یاد می‌کرد و آنان را به سوی وحدت وتشکیل امت اسلامی فرا می‌خواند. او از مسلمانان مصر، اندونزی، عربستان، ایران، افغانستان می‌خواست که برای همکاری و مساعدت با هم تلاش کنند. او بر اتحاد همه مسلمانان اصرار داشت و همواره بر این امر تأکید می‌کرد. او قدرت جهان اسلام را منوط به همبستگی دولتها و ملت‌های اسلامی می‌دانست و می گفت :«وظیفه ماست که به برادران (و خواهران) مسلمانمان در هر جای دنیا کمک کنیم، از چین تا پرو، چرا که اسلام به ما توصیه می‌کند تا وظیفه خود را برای نجات برادران مسلمان خود ادا نما ییم». جناح در منظر بزرگان: جناح سمبل مبارزه عقلانی ومذهبی مسلمانان است و به همین دلیل به او لقب قائد اعظم دادند. گاندی او را سرسخت ترین فرد ملی و مایه امید هند خطاب می‌کرد، اقبال لاهوری او را منجی مسلمانان هند و حتی منجی تمام هندوستان می‌دانست. علاوه بر اینها افرادی مثل دکتر زوار زیدی، استنلی ولپرت، بیورلی نیکولس و...، از جناح به عنوان فردی سیاست‌مدار، فعال سیاسی، وفادار و صادق به مردم، باانصاف نسبت به دیگران وانسانی حقوقدان و باسواد یاد کرده‌اند.  جالب است بدانیم که اجودان های نطامی برّی و دریایی قائد اعظم تا زمانی که زنده بود هر دو از افسران انگلیسی بودند. آجودان نظامی برّی، سرهنگ «بیرنی» بود که طی یادداشت هایی از سال 1947 از خصوصیات اخلاقی و روحی جناح تقدیر فراوان کرده و از جمله آورده است:«قائد حتی نزد خودش هم نمیخواهد به خستگی خودش اعتراف کند. هر شب در کنار میزش کار می کند و بنوشتجاتی که می رسد رسیدگی می کند تا بتواند آلام و عواظف مهاجرین را تقلیل و تسکین دهد.» (استقلال پاکستان، جلد نخست از مجلدات ده گانه کتاب استقلال پاکستان،نشر سرچشمه قم، 1330، ص 341)

جناح، در اغلب خطابات خود مردم را دعوت به رعایت نظم و انضباط می کرد و شعار همه مسلمانان را «ایمان ، اتحاد و انضباط» تعیین کرده بود.

«سر فرانسیس مودی» استاندار پنجاب غربی که با قائد اعظم از قبل آشنایی داشت طی نامه ای در مورد جناح اینچنین نوشته است:«...در میان آن همه افرادی که با آنها تماس داشته ام، جناح بیشتر از هرکسی مرا تحت تأثیر قرار داده است و من به او بسیار علاقمند بودم... تا جایی که می توانست رسماً روی موافقت و سازش نشان نمی داد وتا پایان زندگی همینطور بود، حتی روزهایی که سخت مریض بود می دیدم جزء از طریق استدلال یا لااقل از طریق استدلال یا لااقل از راه مباحثه و مناظره نمی شود با او کنار آمد. نشبت به کسانی که در گذشته از او حمایت و پشتیبانی کرده بودند صمیمی و وفادار بود. » (استقلال پاکستان، جلد نخست از مجلدات ده گانه کتاب استقلال پاکستان،نشر سرچشمه قم، 1330،ص348)

- باوجود انتخاب بعنوان قاضی دیوان عالی پاکستان،ترجیح داد وکیل بماند.

         «در تاریخ بیست وپنجم دسامبر1876 میلادی مصادف با روز تولد حضرت مسیح(کریسماس)پا به عرصۀ وجود گذارد.پدر محمدعلی جناح مایل بود که فرزندش کسب وتجارت را مانند اجدادش پیشۀ خود سازد؛اما یکی از دوستان انگلیسی جناح (بنام سر فریدریک گرافت)که بهوش و ذکاوت جناح پی برده بود وآینده درخشانی برای او پیش بینی میکرد ومیدانست او روزی در زمرۀ مردان بزرگ جهان در خواهد آمد از پدرش خواست که او را برای ادامۀ تحصیل به انگلستان بفرستد.جناح در سن 14 سالگی عازم انگلستان شد وپس از 4سال تحصیل در دانشگاه لیکلینزاین با موفقیت تحصیل رشته حقوق  را گذراند ودر سن 21 سالگی به مقام وکالت دادگستری رسید.

       در سال 1896 جناح در شهر کراچی بشغل وکالت پرداخت وسپس برای توسعۀ شغل وکالت خود عازم بمبئی گردید.بواسطۀ لیاقت و کفایتی که جناح در شغل وکالت نشان میداد در سال 1900 بعنوان قاضی عالی رتبۀ دیوان عالی بمبئی انتخاب شد،ولی جناح این پست را نپذیرفت وترجیح داد که همچنان بوکالت پرداخته و به تجربیات خود بیفزاید...»

(نقل از کتاب:«پاکستان» - چاپ دولت پاکستان- کراچی- صص117 و118  بقلم آقای سید محمد منصوری - با اندکی ویرایش )

درآمد کم وکلای جوان در شروع بکار وکالت

محمدعلی جناح در سال 1897 با کشتی بطرف بمبئی مسافرت کرد و ناگزیر بود سه سال با دست تنگ و محرومیت دست بگریبان باشد،تا اینکه وسائل ارتقاء و پیشرفت برای وی فراهم گردد.

منشی آقای جناح در ضمن کتابی  بنام:«مطالعات سیاسی درباره محمدعلی جناح»در مورد شروع بکار وکالت محمدعلی جناح چنین آورده است:«سه سال اول مقرون با مشقت و زحمت بود؛زیرا هر روز بطور منظم به دفترش می رفت ولی بیکار و سرگردان بود ،زیرا کسی مراجعه ای به او نمی کرد. اگر پیاده روهای پرجمعیت شهر بمبئی می توانستند حرف بزنند شهادت میدادند که یک نفر وکیل دعاوی جوان هر روز از خانۀ محقر خودش راه می افتاد و این پیاده رو ها را می پیمود و به دفترخودش واقع در فورت ، وارد می شد،و باز هر روز عصر با خستگی تمام  که بر اثر مشقت و زحمت در انتظار کار پیش آمده بود به خانه اش بر می گشت تا اینکه در اوایل قرن،بواسطۀ لطف  ومحبت جان مولس و رشامک فرسون کفیل دادستانی کل بمبئی که وکیل دعاوی جوان را بکار دعوت کرد،طالع جناح عوض شد.(هکتوربولیتو- قائد اعظم (محمدعلی جناح )مؤسس پاکستان- ترجمه سید غلامرضا سعیدی- انتشارات کتابفروشی محمدی-1336-صص331 و 32)

 لباس وکیل

یکی از رفقا و از همکاران وکالتی جناح می گوید:جناح را از وقتی می شناخت که تا اندازه ای بی بضاعت بوده و همو گفت:«لباسهای جناح همیشه باو امتیاز و تشخصی میداد و حتی در همان سالهای تنگدستی،مستقل تر از سالهای بعد میزیست،ولی در هر حال مردی بود شریف،و از هر جهت امین و عفیف. بلی!بسیار کار مشکلی است.هیچوقت نشنیدم که او مرتکب خطایی شود یا عمل مشکوکی را انجام دهد.اینگونه نقیصه ها در ذات او وجود نداشت.»(همان- ص 35)

سماجت و وقار وکیل

در سال 1903 رئیس انجمن شهرداری (بمبئی)یکنفر اسکاتلندی بود بنام جیمس مکدونالد،این شخص مرد خیلی مهمی بود و رئیس کلیۀ امور شهرداری بمبئی بود. در محکمۀ عالی قضیه مهمی طرح شده بود و محکمه بطوری مملو از جمعیت بود که مجبور شدند درها را ببندند.در داخل محکمه یک قسمتی برای نشستن وکلای دعاوی اختصاص داده شده بود.وقتیکه جناح وارد شد بکلی ناشناس بود و جایی برای نشستن او خالی نبود. جناح ملاحظه کرد که جیمس مکدونالد یکی از صندلی های مخصوص جایگاه وکلای دعاوی را اشغال کرده است.لهذا از او خواستار شد که آن صندلی را تخلیه کند و چون از تخلیه کردن صندلی خودداری کرد،جناح به منشی محکمه مراجعه کرد و از او تقاضا نمود که مکدونالد را از محل جلوسش حرکت دهد.چون منشی محکمه در اجرای این منظور تعلل می ورزید،جناح او را تهدید کرد که اگر مکدونالد را از جای خودش بلند نکند،به رئیس محکمه شکایت خواهد کرد.آنگاه منشی بیچاره مجبور شد از مکدونالد تقاضا کند که صندلی خودش را بجناح بدهد.مکدونالد از جهت اینکه غیر از مردم عادی بود،بجای اینکه متغیّر شود صندلی را بجناح تسلیم کرد و نام وی را پرسید و سپس او را برای وکالت دعاوی شهرداری دعوت کرد و ماهی هزار روپیه  حقوق برای او تعیین نمود. (همان- ص 35)

File:Quaid passport burhan.jpg


image

                                                    قائد اعظم با روزنامه نگار مصری


300px-Majinnah8

                                                            بدون شرح


Muhammad Ali Jinnah's sisters

                             خانواده جناح


                     مجسمه قائد اعظم در دانشگاه یورک تورنتو


عکس هایی کمیاب از قائد اعظم:

1st day in office

Quaid with Fatima

Jinnah with Liaqat Ali Khan & Abdul Rab Nishtar


Quaid with Pathan



Jinnah in Meeting

Muhammad Ali Jinnah with Liaquat Ali Khan

1454706286_238a0e77fd

Muhammad Ali Jinnah opening Gate of State Bank Pakistanافتتاح بانک دولتی پاکستان

09-8 با خواهرش فاطمه جناح






www.zirebaran.org----->
شما پس از 2 ثانیه به سایت اصلی انتقال خواهید یافت

2
مرجع کدهای جاوا و ابزارهای وبلاگ نویسان